محمد رضا طباطبايى تبريزى

20

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )

دليل آن‌كه مؤلف درگير مباحث موضوعى هم بوده و نيز تدوين را در بازگشت انجام داده است ، علاوه بر استفاده از مطالب شفاهى ، از منابع مكتوب هم استفاده كرده است . براى نمونه ، زمانى كه از وصف استانبول مىگويد ، آشكار است كه از منبع يا منابعى ، تاريخ فتح استانبول را به دست آورده و حتى شرحى از تركيب تاريخى اين اسم به دست مىدهد . وى گاه‌گاه نام برخى از منابع خود را نيز ياد كرده است كه از آن جمله كتاب اخبار الدول است . براى مثال دربارهء اهرام مصر به تفصيل از اين كتاب مطالبى نقل كرده است . همين‌طور وقتى به معرفى شهر طرابوزان و جمعيت و قوميت‌هاى داخل آن مىپردازد ، اين‌گونه مىنويسد : عدّهء اهالى شهر ، به قرارى كه در كتاب اصول جغرافياى احمد حمرى ضبط است ، 25 هزار نفر است كه مركّب از عثمانى و قرم [ اهالى كريمه ] و ارمنى و يونانى و ايرانى است . دربارهء بسيارى از شهرهاى ديگر هم آمارهايى دربارهء جمعيت و مراكز آموزشى و دينى آن‌ها به دست مىدهد و به خصوص تصريح مىكند كه مطالب خود را از برخى از كتابچه‌هايى كه راهنماى معرفى اين شهرها بوده ، به دست آورده است . براى مثال ، اطلاعات خود دربارهء ازمير را از « كتابچه استاتستيك » گرفته است . با اين حال ، بايد توجه داشت كه وى به هيچ روى ، ماهيت سفرنامه‌اى اثر خود را فراموش نكرده و تاريخ‌گزارى دقيقى كه براى اين نه ماه و نه روز به‌كار رفته ، نشانگر همين مطلب است . زمانى هم كه بنا دارد اطلاعاتى دربارهء شهر قاهره به دست بدهد ، منبع خود را چنين بيان مىكند : « بعض اطلاعاتى است كه از كتابچهء نظارت جليلهء ماليهء مصر نقل مىشود » . در يك‌جا از كتاب نور الإيضاح در اخبار مكه از ازرقى ياد مىكند كه نام نادرستى است و روشن است كه آن را از مأخذ ديگرى گرفته است . كتاب‌هايى چون روضة الأخبار و مناسك نووى هم از منابع اوست . دربارهء شهر بيروت هم مطالبى را از سالنامهء ولايت سوريه نقل مىكند .